#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_203
ازپله های راهرو پایین رفتم.صدای زنگ اومد از آیفن تصویری فردین ودیدم.آخ که چقد دلم براش تنگیده بود
روی مبل نشستم چند دیقه بعد فردین داخل اومد لبخند زدمو دستمو تکون دادم
_سلام فری
سر تاپامو نگاه کرد رو مبل رو به رو نشست اونم لبخندی زد: سلام تارا
_کاری داری اومدی اینجا؟
romangram.com | @romangram_com