#سنگ_قلب_مغرور_پارت_198

دیگه نتونستم.....

سه سال و نیم بغض و حسرت و بی کسی و تنهایی رو تنونستم تحمل کنم... اینجوری شد که الان می بینین... منو ببخش که دل نگرونت کردم...

ـ دخترم حق داری زندگی باهات بد تا کرد... اما اینو بدون.. تو هیچ وقت تنها نیستسی..

حتی اگه جایی باشی که همه برات غربیه ان بازم یه آشنا همرات هست.

یه آشنا که میتونی بهش تکیه کنی .چون به اندازه کوه محکم و استواره...

یکی که اکه همه ی شبهاتو براش دردو دل کنی بازم اونقدر صبوره که متنظر شنیدن حرفات باشه...

یکی که تنهای مطلقِ اما هیچ کسیرو تنها نمی ذاره... عزیزم خدا باهاته.. همیشه همه جا... شاید یه وقتایی جوابتو نده.. ساکت بمونه.. اما به این معنی نیست که فراموشش شدی.. ساکتهِ اما نگاهش به توِ.............

دختر گلم می دونم چه قدر زجر کشیدی. اما باید قوی باشی... باید زندگی کنی....

اگه زندگی قلم پاهاتو شکوند روی زانوهات راه برو..

اگه زانوهاتو ازت گرفت با دستات حرکت کن..

باید ادامه بدی.. باید حرکت کنی...

فهمیدی... ؟

الانم بعد از مرخصی از بیمارستان دور تهران و کارو دانشگاه و همه چیزهای رو که به اون شهر ربط داره خط میکشی تا یه مدت فقط خوش میگذرونیم...


romangram.com | @romangram_com