#سفر_به_دیار_عشق_پارت_340
-مرسی... شما خوب هستین
دکتر: ممنونم... راستی از بابت طاهر خیلی خوشحال شدم
-خودم هم باورم نمیشد
دکتر: دیدی گفتم ضرر نمیکنی
-حق باشماست
سنگینی نگاه سروش رو روی خودم احساس میکنم ولی توجهی نمیکنم
دکتر: اصلا یادم نبود که امروز قراره ماندانا برگرده
-خودم هم یادم رفته بود... تا به خونشون برم و برگردم خیلی دیر میشه
دکتر: کارت هم دیر تموم میشه؟
-آره... فکر کنم حتی دیر به خونشون برسم
دکتر: لابد سروش دوباره کلی کار سرت ریخته
خندم میگیره و میگم: دقیقا
romangram.com | @romangram_com