#سفر_به_دیار_عشق_پارت_301
دکتر: تا تهش بخور
میخندمو میگم: من حالم خوبه آقای دکتر
اون هم میخنده و میگه: من دکترم یا تو
همونجور که میخندم میگم: شما
دکتر: پس به حرفم گوش کن و تا تهش بخور
سری تکون میدمو به ناچار آب قند رو جرعه جرعه میخورم
همونجور که مشغول خوردن آب قند هستم میگم: اصلا بهتون نمیاد اینقدر احساساتی باشین
دکتر: من هر کاری میکنم تو میگی بهتون نمیاد
میخندمو بقیه آب قندمو یک نفس سر میکشم
بعد از تموم شدن آب قند میگه: اگه خسته ای بقیه رو بذار برای یه روز دیگه
-نه... ترجیح میدم امروز همه چیز رو تعریف کنم
سری تکون میده و هیچی نمیگه
romangram.com | @romangram_com