#سفر_به_دیار_عشق_پارت_264
-معرفی کرده که کرده دلیلی نمیشه مسئول اعمالی باشه که من انجام میدم
با لبخند مرموزی میگه: وقتی ضمانت جنابعالی رو کرده پس باید مسئئول همه چیز باشه
با ناراحتی نگامو ازش میگیرمو میگم: خیلی نامردی سروش
بی توجه به حرف من میگه: مثله اینکه نمیخوای امضا کنی.. باشه... فقط بدون خودت خواستی
بهت زده بهش نگاه میکنم ولی اون بی توجه به من با خونسردی گوشی تلفن رو برمیداره و شماره ای رو میگیره... بعد از چند لحظه سکوت بالاخره به حرف میاد
سروش: سلام آقای رمضانی
با شنیدن اسم آقای رمضانی رنگم میپره... خیلی نامردی سروش... خیلی خیلی نامردی... نمیدونم آقای رمضانی چی میگه ولی جواب سروش رو میشنوم که با پوزخند نگام میکنه و میگه: بله آقای رمضانی.. حق با شماست
......
سروش: راستش غرض از مزا.........
همونجور که داره حرف میزنه خودکاری رو از روی میزش برمیداره و بهم اشاره میکنه امضا کنم
وقتی سرمو به نشونه ی نه تکون میدم... لبخند پررنگتر میشه و با دست به اونور خط اشاره میکنه
سروش: بله بله داشتم میگفتم غرض از مزاحمت.......
romangram.com | @romangram_com