#روباه_سفید_پارت_103
هالی:وای نه مدرسه!!!!
پرید تو یه اتاق وکیفشو برداشت
هالی:بعد میبینمت
واز در رفت بیرون منم بعد خوردن صبحونه بلند شدم ووسایلو جمع کردم خونه چوبی زیادم کوچیک نبود کامل به سبک ژاپن قدیم ساخته شده بود ولی خیلی خوشگل بود رو درهای چوبی همش نقش گل وشکوفه های ریز صورتی بود تو همه اتاقا سرک کشیدم بعد رفتم تو حیاطش یه بوته گل رز صورتی دیدم رفتم سمتش میخواستم یکیشو بکنم که خارش رفت تو دستم
_هه دستوپاچلفتی تر از قبل شدی
برگشتم خودش بود موهای سفیدش تو افتاب برق میزد حالا دیگه عمرا اگه ازم میترسید اونم الان از من بزرگتره
_چی میخوای؟الان حوصلتو ندارم
رومئو:چه جالب...تو خونه من حوصله رئیستو نداری؟
رئیس رو با غیض گفت
_ببینم کی پیر میشی؟
رومئو:دیگه نمیشم...الکس متوقفش کرده حالامنم مثل یه ادم عادی رشد میکنم
_چه بد
رومئو:تو خونه نداری؟
romangram.com | @romangram_com