#رخصت_پارت_56


باصدای گریون ستاره گوشی تو دستم متوقف شد

_ماهور……

_چته چیشده این ریختی میحرفی

_ماهور با….با….ت

_دِ یه دیقه اَر نزن بینم چی میگی بابام چی؟

_بیا …..بیمارستان……زود

وقطع شد بافریاد گفتم _کدوم جهنم درّه بیام؟چراقطع میکنی؟

الوووووووو

ای بخشکی شانس دوباره گرفتم شماره رو

_الووووو ستاره؟

_الو بله

_کدوم مریضخونه باس بیام

_ش….هید ….ر ….جایی

دودستی تو سرم کوبیدم وگفتم یامرتضی علی قلبش …..

ولیلا که حال زارمو دید اومد سمتم تو دلم همه بدی های اقاجون کنار رفت ……

و فقط یه تصویر ازش موند یه دختر بچه که باباش داره موهاشو براش میبافه …..

اقاجون ….بغضم تازه ترشد وگفتم لیلا بی…ا ب…ری…م

وسریع یه تاکسی گرفتیمو به بیمارستان رسیدیم

پذیرش رفتیم ….

_سلام خانوم

باتکون دادن سر جوابم رو داد

_اقام ……چیزِ …..یعنی پدرم

_اسمش ..

_برزو نیازی

کامپیوتر وچک کرد وگفت

_اتاق عمله

یه آن فشارم افتاد …..

و نزدیک بود زمین بخورم

لیلا:کجا باید بریم ؟


romangram.com | @romangram_com