#رخصت_پارت_190
شاه همه پرنده ها…..
دست روی سرش کشیدم و گفتم دلم خیلی تنگت بود رفیق ….
جوابم فقط یه هوهوی ساده بود که واسم یع دنیا حرف داشت ….
شاید دیوونم شاید خیال پردازم اما حس میکنم دوست داشتنشو
از اون لحظه که به دنیا اومد
ازاون لحظه که بال و پرش دراومد ….
قشنگ بود ….عزیزدلم بود
باهمه فرق میکرد…..
_طوقی حالم خفن خرابه …….
دلم یه حالیه ….
قلبم تو گیر ودار…..
طوقی اخه نمیشه …..
توکتم نمیره …..
نکنه توهم زدم واصلا همچین چیزی نگف .؟
ولی گفت صدای خفیفشو شنیدم ….
طوقی هرچی چُرتکه میندازم تومخم که چرا من؟ جور در نمیاد …..
د اخه اون کجا و ما کجا ….اون ملکوتیه ….داراست ….شاهه …
ماچی ؟
ماهی یه بار هروقت یارانمون دیر میشه خدا خدا میکنیم ….
هروقت پول گاز واب میاد دست وپا لرزون نگاش میکنیم
اون شاه و ما گداییم …
اون سوارع و ما پیاده …..
یکم که دلم سبک شد سرشو ب*و*سیدموگذاشتمش سرجاش
لحافی که توکمد خرپشته بود رو دوشم انداختمو نشستم اونجا …تاخود صبح پلک هم نزدم ……
❤️سورنا❤️
عصر بود…..یه عصر پاییزی …ازاینا که میگن هوا دونفرست و ….
روی تاب نشسته بودمو سرمو با دستام گرفته بودم عذاب وجدان نمیگذاشت فکر کنم ب دیروزم ….امروزم …..فردام ….
متوجه نشدم چه موقع اما سرم رو که بالا اوردم سایه کنارم نشسته بود
_سلام داداش عصرت بخیر…
romangram.com | @romangram_com