#رخصت_پارت_110
یعنی رفیق همین؟
یعنی رفیق اینکه
وقتی یه جا ازش پایین تری بهت پوزخند بزنه؟باپوزخندش تحقیرت کنه ؟
نچ دِ نشد دِ
به قول خانم جون رفیق ادم فقط سفره ی نون آدمه
با عصبانیت نگاش کردمو گفتم سوگند خودش یه جفت پا داره
شمام شیش متر زبون
دستمو بااشاره گرفتم سمت پله ها وگفتم اونم اتاق سورنا جونتون را باز جادّه دراز
درسته که عصبی بودم اما از یه طرف هم خوشحال شدم که کم نیاوردم
واما سوگند …..یکی طلبش …دارم براش
همونطور که سمت اتاق سوری خانم میرفتم صدای سارینا رو شنیدم
_سوگند جان میزاشتی عرق راه از تنمون خشک بشه خودمون دعوتنامه برات میفرستادیم
و سایه باتحکم گفت سارینا
دیگه بقیشو نشنیدم
در اتاق و باز کردم و دمق وارد اتاق شدم
سوری خانم پشت پنجره
نشسته بود و بیرونو نگاه میکرد
رفتم کنارش واسادمو گفتم
به چی نگاه میکنی سوری خانم
برگشت و بایه نگاه مهربون گفت
وقتی عصبی قیافت خیلی بامزه میشه
_خیلی تیزی هابلا از کجا فهمیدی عصبی ام؟
_رنگ چشمات هم عوض میشه
لبخندی زدموتو دلم گفتم چاخان نکن حتما تو هم میخوای عین دایی بگی دماغت بزرگ میشه
_حالا چرا عصبی بودی؟
_هیچی دیگه ازگل بهتر قضنفر شده تادیروز چپ و راس باس جواب اق سورنا رو میدادم حالا سایشونم اضاف شد
منم که داغون ….اگه جواب ندم ..میمیرم
از جاش بلند شد و باخنده گفت میدونم ……
راستی بابا کی مرخص میشه؟
romangram.com | @romangram_com