#رخ_دیوانه_پارت_179
هیچی قسمت میدم باید راستش بگی .
قسمم نده .
چون میدونم راستش میگی قسمت میدمTتورا جون عزیزت راستش بگو
ای کاش قسمم نمیداد نگاهی بهش کردم گفتم باشه بهت میگم اما یک قولی بده اگر حقیقت فهمیدی دیگه کاری با من نداشت باشی چشماش ترس گرفت پوزخندی زدم و شروع
کردم به گفتن1
گاهی بین حرفام میخندیدم گاهی گریه میکردم
گاهی لحنم ملایم بود گاهی طلب کارانه
اما ایوان گریه میکرد چرا گریه میکرد ؟
میدونم حالا که حقیقت میدون از فکر من بیرون میاد
حرفام که تمام شد حرکت کردم برم
صداش شنیدم صبر کن بانو صبر کن ریحان
اما گوش ندادم به راهم ادامه دادم
یک دفعه حس کردم چادرم گیر کرد به جایی برگشم چادرم توی دستای ایوان بود
romangram.com | @romangram_com