#رخ_دیوانه_پارت_176
از کوچه که امدم بیرون یک دفعه یک ماشین جلوم گرفت
وای خدایا اینجا چه خبر وایسا ببینم این که ایوان عصبی شدم ازش با شدت در ماشینم باز کرد
پیاده شو ریحان
وای خدایا این پسر دیوانه .
نمیخوام پیاده بشم اصلا شما اینجا چکار میکنید لطفا از سر راه برید کنار دیرم شده
با دادگفت گفتم پیاده شو خدایا این الان ابروم میبره
اروم پیاده شدم زل زدم تو چشماش بفرما پیاده شدم که چی کارتون چی ؟
برو سوار ماشین من شو
چی سوار ماشین شما بشم فکرشم نکن
یک دفعه تیزی چیزی کنار پهلوم حس کردم وای خدا این حرکتش یعنی چی ؟
اروم گفت گفتم برو سوار ماشین شو وگرنه همین چاقو میکنم تو پهلوت فکر جیغ زدن از سرت بیرون کن
اروم به طرف ماشینش میرم صورتم خیش اشک
romangram.com | @romangram_com