#رخ_دیوانه_پارت_164


صورتم که ارایش نمیخواد فقط یک کرم پودر و رژ از در اتاق میام بیرون اول عطا متوجه حضور من میشه

چرا این چشماش گرد شده الان چشماش از صورتش می افته بیرون و بعد سیبا

وای ریحان چه کردی با این که ساده تیپت اما شیک .

سپاس

بریم

اره بیریم

پس من ،سیبا، عطا از مادر سیبا خداحافظی کردیم امدیم بیرون سوار ماشین عطا شدیم

سیبا که رسیده نرسیده پخش روشن کرد

دور نشو از من نگیر این آرامشو ول کنم دستاتو میمیرم

میخواستم تو رو هر روز پیشم ببینم تو بری دلشوره میگیرم

نمیشه کنار بیام با تنهاییام با یه قلب داغون این روزا

نمیشه فکرم نره به سمته حرفات به خاطراتمون این روزا


romangram.com | @romangram_com