#رخ_دیوانه_پارت_161
من خودم خیلی خانشون دوست دارم
با این که اپارتمان اما حس نمیکنی اپارتمان
چون بالکنی داره که واقعا بزرگ و مادر سیبا خیلی زحمت کشیده تا اینجا به این زیبایی بشه حتی درخت چه های کوچیکی هست که واقعا ادم احساس میکنه انگار توی باغ
بعد از سلام احوال پرسی با خانواده سیبا اجازه خواستم برم بخوابم چون واقعا نمیتونستم چشمام باز نگهدارم
خوب واقعا نمیتونستم شام بخورم چون چند وقتی شام نمیخورم به قول سیبا رژیم با کلاسی اما خوب من بخاطر کلاسش این کار نمیکنم حس میکنم کمی وزنم بالا و نیاز کمی مراعات کنم
وای سرم سرم رفت سیبا بخدا ساعت نه نشده داری مغز من میخوری
کدوم مغازه ای این وقت صبح غیر از نانوایی باز بذار بخوابم
البته ساعت از نه گدشت بود اما واقعاحال نداشتم بیدار بشم
بین خواب و بیداری حرفا میگفتم
این سیبا چون شب میخواد با نامزد عزیزشون بره حتما باید بره خرید من کشت
بالاخره با کلی غرغر بیدار شدم
چیکار کنم دیگه
بعداز خوردن یک لیوان شیر که شده صبحانه این روزهای من
romangram.com | @romangram_com