#رج_زدن_های_زندگی_پارت_149

ميشينه ..حالا اون دل اشوبهءناجور جاي خودشو به نگراني داده ...نکنه حالا بچه رونخواد وشاکي بشه ؟...

نگرانم... خيلي نگران ...ميشينه کنارم

-حالت بهتره ...با سر تائيد ميکنم ..

-خوب بگو ..دکترت چي گفت ؟...ويروسه يا مسموميت ..؟

-هيچ کدوم ..

-يعني چي که هيچ کدوم ..؟

-سورج اين ها طبيعيه ..يعني ه*ر*زني که داره مادر ميشه اين حالت تهوع هارو .... کم يا زياد داره ...

زمزمه ميکنه ..

-مادر ميشه؟يعني چي که مادر ميشه ؟...منظورت بلوغه ...؟

-نه منظورم خود کلمهءمادر شدنه ...منظورم پدر شدن تواِ ...منظورم حامله بودن منه ..

-چــــــــــي ؟

از جاش ميپره ....


romangram.com | @romangram_com