#پونه_(جلد_دوم)_پارت_425

جواب دادم:

_ خب نمي تونستم بمونم.

پرسيد:

_ دليلش؟

با انگشتام بازي کردم و گفتم:

_ حوصله م سر رفته بود.

آروم پرسيد:

_ حوصله ت سر رفته بود يا نمي خواستي عقد کردن پسر خاله تو ببيني؟

اخم کردم و گفتم:

_ اصلا هم اينطور نيست.من...


romangram.com | @romangram_com