#پونه_(جلد_دوم)_پارت_421
که با ديدن حالت من پرسيد:
_ تو حالت خوبه؟!
بدون اينكه فكر كنم گفتم:
_ نه.
و بعد بدون دادن فرصتى براى حرف زدن به اون گفتم:
_ ميشه برى على رو صدا كنى؟حالم خوب نيست مى خوام برم خونه.
_ کجا؟هنوز زوده که!پس عروسى چى...
جواب دادم:
_ ببخشيد كاوه جان،خودت از طرف من بهشون تبريك بگو.
مكثى كردم و بعد ادامه دادم
romangram.com | @romangram_com