#پونه_(جلد_دوم)_پارت_399

_ چيزى لازم ندارى؟بگم دخترا بيان كمك؟

سعي کردم لبخند بزنم:

_ :نه ممنون لازم داشتم خبرت ميكنم.

کمي اين پا و اون پا کرد و پرسيد:

_ مطمئن باشم؟

گفتم:

_ آره.

_ خب پس من توى حياط خودمونم اگه كارى داشتى صدام بزن.

در جوابش گفتم:

باشه ممنون.اون كه رفت من يه نگاه به نگين كه داشت رفتن بهنامو تماشا مى كرد انداختم و خطاب


romangram.com | @romangram_com