#پونه_(جلد_اول)_پارت_328
بچه ها خنديدن و مژده از آرمين پرسيد:
_ خب آقا آرمين آماده اي؟
آرمين لبخند زد و گفت:
_ کاملا.
مژده گفت:
_ فقط من و تو...قبل از اينکه باقي بچه ها بيان.
آرمين سرشو به نشونه ي تاييد تکون داد:
_ قرارمون همين بود.
مژده پرسيد:
_ پس آماده اي؟
romangram.com | @romangram_com