#پیغام_عشق_پارت_218

- اگه من زنت بشم من رو با چی میزنی؟
لبخند دون نمایی زد.
بردیا : با گلدون می کویبم توی سرت
چشمام رو گرد کردم.
- پس نمیشه اگه بشم کشته میشم
بردیا : حالا بیا زن شو مونس و همدمم شو
- نه نمی شم نه نمیشم
بردیا زد زیر خنده منم خندیدم. خیلی خوشحال بودم، فکر اینکه قرار بود با بردیا ازدواج کنم، قلبم رو دیوونه می
کرد.
بردیا : دیوونه خانم، می دونی که دوستت دارم
- عاقل آقا تو هم می دونی که من عاشقتم
بهم چشمک زد، بهش لبخند زدم. من این پسر چشم مشکی، صورت گرد، قد بلند، ورزشی اندام، پوست سبزه، مو
قهوه ی رو خیلی دوست داشتم.
بردیا : من توی اولین نگاه جادوی این سبزی نگاهت شدم
- منم توی اولین نگاه جذبت شدم اما تو حرصم رو درآوردی
بردیا : خوب فکر کردم مثل بقیه ی دخترایی
زبون براش درآوردم.
بردیا : من این زبونت رو کوتاه می کنم
- منم بربر نگاهت می کنم
بردیا : تو کم نمیاری
ابرو بالا انداختم.
- نوچ
برام سر تکون داد. من با بردیا توی تولد دوست پریا همکلاسی دانشگاه ام آشنا شدم، بردیا مهمون پویا بود. یادش
بخیر چه حرصی خوردم اون روز
بردیا : اینا رفتند نهار بگیرن یا نهار بسازن؟
- حتما رستوران شلوغه.
بردیا : صدای قار و قور شکمم داره بلند میشه.
- خوب یه کیکی، شکلاتی بخور
بردیا : دیگه اون وقت نمی تونم غذا بخورم

romangram.com | @romangram_com