#پسرای_بازیگوش_پارت_208
رضا دست بردو کمش کرد،اعتراض کردم
_مگه کــرمه؟
_کمش کن باو ،صداش زیاده جریممون میکنن.
_اگه جریمه کردن پا من.
_پا تو؟
_آره
_خب زیادش کن
تا ته زیادش کردم.
نیم مین تو راه بودیم،رضا توی کوچه ای با بافت قدیمی پیچید،منظره ی قشنگی داشت ،همه ی خونه ها ویلایی ،پر از دارو دختر بود
رضا_میگم میلاد ،فامیلیه اینی که خونش مهمونی چیه؟
_چطور مگه؟
_حالا تو بگو.
یکم فکر کردم ...
_نمیدونم ،مشتلق،مشتق،مشتاق
_مشتاقی؟!
_آره آره،تو از کجا فهمیدی؟
_آخه اینجا قبلا اومده بودم.
_جدا؟ باکی؟
_باحسینو امیر علی،اینجا خونه ی ننه بزرگشونه.
romangram.com | @romangram_com