#پناهم_باش_پارت_147

مرسی امیر
بعد از هزار تا امضا پای اون دفتر بزرگ
همه که مشغول حرف زدن با عاقد و دوتاشاهدی که نمیدونم از کجا اوردن میشن ارش به سمتم میاد و صورتمو قاب میگیره و پیشونیمو میبوسه
ارش: ازامشب میتونم با خیال راحت بخوابم سارا
دوستدارم اونقدری دوستدارم که میترسم از دوستداشتنم خسته بشی....با تموم شدن جمله اش به طرف پدرش برمیگرده ومیگه
ارش: بابا مامیریم یه دوری بزنیم شما با اژانس برگردین هتل
بابا: برو‌پسر بهتون خوش بگذره
دستم که کشیده میشه و به سرعت از محضر میزنیم بیرون سوار ماشین میشیمو ارش پاشو روی گاز میذاره و ماشین از جا کنده میشه عینه دیونه ها داد میزنه میخنده منم به دیونه بازیهاش میخندم
دستش وبه سمت ضبط میبره و روشنش میکنه و اهنگ هرجا که باشی از ایمو بند پخش میشه....
درگیر عشق تو شدم
تو که خواب وخیال شبامی
قید همه چیز و‌زدم واسه اینکه الان توباهامی
هرچی تو‌دنیاس به کنار تو تموم چیزی که میخوامی
وقتی بهت خیره میشم چشام از تو سیر نمیشن
رویای شبهای منی تو همونی که عاشقشم
زندگی بی تو واسه من خیلی سخته حتی تصورشم
هرجا که باشی تو فکر توام حس میکنم که پیش منی
باور قلب من اینکه ما تااخرش ماله همیم
ماه قشنگ شبام مثله یه خوابی برام
لحظه به لحظه ی زندگیمو با تو فقط سرمیکنم
وقتی تو چشمام زل میزنی عشقتو‌باور میکنم
هرجوری باشی باهام دنیارو‌باتو میخوام...
بذار دستتو‌توی دستم که بدون تو از همه خسته ام
توکه بهتر از هرکی میدونی تو خیالمی هرجا که هستم
توچیکار کردی با دلم که تو نگاه اول به تو‌دل بستم...


پایان جلد اول

romangram.com | @romangram_com