#استاد_جذاب_من_پارت_303

خندیدم و گفتم

رها:دیگه نگم؟

رادوین:نه دوست داشتم

خندیدم که رادوین گفت

رادوین:خدافظ عخشم

رها:خدافس

تلفن رو قطع کردم و رو به هستی و دریا گفتم

رها:زود بخورید پسرا پایین منتظرن

با سر حرفمو تایید کردن....

دریا گفت

دریا:بچه ها یچیزی بگم

هستی در حالی که نوشابه میخورد با سر گفت:چی؟

دریا:احساس میکنم فرهاد عاشق شده


romangram.com | @romangram_com