#استاد_جذاب_من_پارت_298

خندید و گفت

رادوین:میخوام با فرهاد برم باشگاه

رها:اها

همه رفتیم تا سمت در برای بدرقه شون از عمو و زن عمو خدافظی کردم و رسیدم به رادوین

رها:خدافظ عشقم

رادوین:خدافظ عزیز دلم

خم شد و آروم پیشونیمو بوسید و منم محکم بغلش کردم و چند دقیقه بعد ازش جدا شدم و رفتن بعد از عمو اینا خانواده دریا رفتن که رهام‌ رفت سمت اتاق دریا سریع گفتم

رها:کجا کجا؟

رهام:میخوایم بریم دیگه

رها:بله برو

رهام:بریم

رها:نه برو

رهام:په دریا؟


romangram.com | @romangram_com