#استاد_جذاب_من_پارت_286
رها:قبولع؟
رادوین:باشه آماده ای
رها:نه وایسا
رفتم سمتش رو انگشتای پام بلندشدم و لپشو بوسیدم دوباره ایستادم جلوش
رها:آماده ام
یه لبخند زد که یه سرفه کردم و با صدای بلند گفتم
رها:نمیبخشمت
رادوین:من نیازی به بخشیدن تو ندارم
رها:با چه روئی بلند شدی اومدی اینجا
رادوین:من هر کاری بخوام میکنم به تو ربطی نداره
رها:یادت نیست وحشی بازی های دیشبت
رادوین:خوب کاری کردم
یهو در باز شد و همه اومدن داخل که داد زدم
romangram.com | @romangram_com