#استاد_جذاب_من_پارت_264

طلافروش:خوشبخت بشید

لبخندی زدم و جعبه رو از دستش گرفتم

رها:ممنونم

طلا هارو گذاشتم توی کیفم ولی جای سرویس نبودکه رادوین گفت

رادوین:اونو بده میزارم توی جعبه لباس عروس

بهش دادم و رفتیم سمت یه مغازه برای کت و شلوار رادوین.......

رفتیم داخل و چندتا رو دیدیم که رادوین به یکیشون اشاره کرد یه کت و شلوار مشکی که زیرش پیرهن سفید و یه جلیقه مشکی با یه کروات مشکی بود مطمئن بودم بهش میاد رفت توی اتاق پرو و لباسا رو پوشید چند دقیقه بعد صدام زد رفتم سمت اتاق و در رو باز کردم با دیدنش لبخند اومد روی لبام

رادوین:چطوره؟

رها:خوشتیپ کی بودی تو؟

رادوین:تو

خندیدم و گفتم

رها:خیلی خوبه

رادوین:باشه پس همینو میگیریم


romangram.com | @romangram_com