#استاد_جذاب_من_پارت_262
رها:خب این دخترا خیلی از من خوشگلترن ماهم که هنوز عقد نکردیم...خیلی راحت میتونن....
رادوین حرفمو قطع کرد و گفت
رادوین:هیییش.....خانومم......من اگه از اون پسرا بودم ۱۵ روز پیش وقتی تو بیمارستان بودی میرفتم
سرمو اوردم بالا و یه لبخند بهش زدم
رادوین:آفرین......نبینم دیگه اخم کنی....زشت میشی
خندیدم و گفتم
رها:بریم بقیه خریدامونو بکنیم
رادوین:بله خانومی....پاشو بریم
رادوین جعبه رو برداشت منم بلندشدم و رفتیم سمت طلافروشی از پشت ویترین سرویس های طلا رو دیدیم خیلی خوشگل بودن یکی رو پسندیدم و رفتیم داخل
رادوین:سلام
طلا فروش:سلام درخدمتم
به سرویس اشاره کردم
رها:میشه اون سریس رو ببینیم
romangram.com | @romangram_com