#استاد_جذاب_من_پارت_260

فروشنده:حالا عقد که نکردید

رادوین:اونم شب عروسی میکنیم

یه چشمک چندش بهش زد و گفت

فروشنده:به هر حال این شمارمه بگیرش لازم میشه اینم درنظر بگیر که من خیلی خوشگلتر از اون دخترم

دیگه خونم جوش اومده بود و از عصبانیت صورتم قرمز شده بود یه لبخند عصبی زدم و در اتاق رو باز کردم و رفتم بیرون دقیقا رو به روی دختره ایستادم و عصبی شماره رو از دستش کشیدم یه نگاه بهش کردم و با یه پوزخند گفتم

رها:خوبه.....به خدمتکار نیاز داشتیم

اخماش رفت توهم و عصبی گفت

فروشنده:پسندیدین؟

کارت رو در اوردم و گرفتم سمش و رمزش رو بهش گفتم و پولشو حساب کرد و لباس رو گذاش تو جعبه و گرفت سمتم رفتم سمت رادوین و دستشو گرفتم و بلند گفتم

رها:بریم عشقم

رادوین یه لبخند زد و رفتیم بیرون...

دستشو ول کردم و جعبه رو انداختم تو بغلش که با یه دست گرفتش اخمام تو هم بود و صورتم سرخ شده بود بهم نزدیک شد و دستشو گذاشت پشت کمرم و با لبخند گفت

رادوین:خانومم چرا اخمو شده؟


romangram.com | @romangram_com