#استاد_جذاب_من_پارت_220
رادوین:اگه من ولت کردم و رفتم که هیچوقت این کارو نمیکنم و بفهمی که پرهام از زنش جدا شده و برگرده پیشت باهاش ازدواج میکنی
رها:معلومه که نه
رادوین:چرا؟
رها:چون اگر میخواست همون موقع میموند
رادوین لبخند زد و پیتزارو خوردیم و رفتیم سوار ماشین شدیم ساعت ۹ بود
رادوین:خب کجا بریم
رها:خونه دیگه
رادوین:پس قبلش بریم آرایشگاه نوبت بگیریم
رها:باشه
رفتیم آرایشگاه و نوبت گرفتیم بعدش رفتیم خونه ماشین رو گذاشتیم تو پارکینگ سوار آسانسور شدیم و دکمه طبقه ۲ رو فشار دادم بعد از چندثانیه در آسانسور باز شد رفتم بیرون رادوین هم اومد بیرون
رها:بیا بریم خونه
رادوین:نه عزیزم مرسی من خسته ام میرم استراحت کنم
رها:باشه عزیزم
romangram.com | @romangram_com