#استاد_جذاب_من_پارت_215
رفتیم داخل فروشنده لباس رو داد رفتم تو اتاق پرو و پوشیدمش رادوین رو صدا کردم که بیاد نظر بده در و باز کرد و با دیدن من یه اخم کرد و گفت
رادوین:نه اینو دربیار یکی دیگه میپوشی
رها:عه رادوین تو که گفتی خوشگله
رادوین:آره خوشگله ولی خیلی لختی
رها:رادوین عروسی داداشمه هااااا
رادوین:رها اذیت نکن دیگه
رها:رادوین من اینو دوست دارم
رادوین:رها لطفا
دیگه حرفی نزدم در اتاق رو بستم و لباسم رو با ناراحتی عوض کردم و لباسای خودمو پوشیدم خیلی دوسش داشتم ولی این آقا رادوین غیرتی شدن واسه ما.....لباس رو برداشتم و رفتم بیرون گذاشتمش روی میز و با یه تشکر رفتم بیرون رادوین هم اومد بیرون و روبه من گفت
رادوین:قبول کن خوب نبود
رها:باشه بریم واسه تو لباس بخریم
رادوین:بریم
رفتیم سمت یه مغازه که کت و شلوار داشت رفتیم داخل و همینجوری به لباسا نگاه میکردیم البته من دلخور بودم و با اون کارش کلا ذوقم رو کور کرد رادوین یه کت رو نشونم داد نگاهش کردم یه کت و شلوار آبی نفتی بود پیرهن سفید با کروات همرنگ کت و شلوار
romangram.com | @romangram_com