#استاد_جذاب_من_پارت_177
رادوین:صبح زنگ زدم یه مرد جواب داد گفت کیفت اینجاست ولی صاحبش نیست ولی تو کیفت همرات بود
لبخندی زدم و گفتم
رها:مش رجب بود
رادوین:مش رجب کیه؟
رها:دیشب حالم بد بود و تو پیاده رو میرفتم سمت خونه انقدر گریه کرده بودم که چشمام تار میدید منم رفتم تو یه پارک و رو یه نیمکت خوابیدم و صبح که بیدار شدم هوا خیلی سرد بود مش رجب نگهبان پارک بود منو برد تو اتاقش و گفت که یک نفر زنگ زد و گفتم که کیفت جا مونده و شاید نخوای جوابش رو بدی اون پارک هم چون سرد بود من سرما خوردم
رادوین آروم سرمو بوسید و گفت
رادوین:الهی بمیرم همش تقصیر من بود ببخشید
رها:نه خدانکنه
گوشیم زنگ خورد سرمو از روی شونه های رادوین برداشتم رادوین هم دستش رو از پشت کمرم برداشت گوشیمو از تو کیفم پیدا کردم زن عمو بود جواب دادم
رها:سلام زن عمو
زیبا خانم:سلام عزیزم خوبی
رها:خیلی ممنون چیزی شده؟
زیبا خانم:رها جان اگر با رادوین دعواتون شده تروخدا بگو الان نمیدونم رادوین کجاست وقتی رفت خیلی پریشون بود میترسم بلایی سرش بیاد
romangram.com | @romangram_com