#استاد_جذاب_من_پارت_145

رها:رادوین ول کن تروخدا بخشیدمت دیگه

رادوین:منتظرتم

و درو بست و رفت بیرون کلافه بلند شدم تصمیم گرفتم یک بار هم که شده حوصله به خرج بدم و خوشگل شم یه مانتو بلند مشکی با شلوار مشکی و شال سفید پوشیدم و یه دسته از موهامو ریختم بیرون و یه آرایش ملایم کردم یعنی فقط یه ریمل برای درشت کردن چشمام و یه رژ لب کالباسی کیف مشکیمو برداشتم و رفتم بیرون همه روی مبل درحال صحبت بودن زیبا خانوم با دیدنم برگشت سمتم و گفت

زیبا خانم:کجا میری دخترم؟

رادوین خیره شده بود به من تو چشماش یه چیزی بود که نمیتونستم تشخیصشون بدم برگشتم سمت زن عمو وااااای چی بهش بگم اگر بگم رادوین واسه آشتی میخواد شام ببرم بیرون که خیلی زشته مجبور شدم دروغ بگم

رها:یکم خرید داشتم میرم پاساژ رادوین هم منو میرسونه

زیبا:اها خوش بگذره دخترم

و دوباره مشغول صحبت با عمو شد برگشتم سمت رادوین و اروم گفتم

رها:بریم؟

ولی همینجوری به من خیره شده بود و جوابمو نداد

رها:رادوین بریم؟

بازم هیچی نگفت و اینبار بلند تر گفتم

رها:رادوین هواست کجاست؟؟؟


romangram.com | @romangram_com