#نیاز_پارت_482
به مهربوني ب*غ*لم كرد و گفت ...
-تو جون بخواه ... دنيا رو بخواه ... به پات ميريزم ... زمان كه سهله ... اما بهم يه اميدي بده كه ميتونم تو رو مال خودم ... براي خود خودم داشته باشمت، ... نياز من محتاجتم ...
تو گرميه اغوشش لذت ميبردم ...
-كيان هيچي نميتونم بهت بگم تا فكر هام رو بكنم ... چون من هنوز نميتونم صد در صد باورت كنم ... ببخش كه رك بهت ميگم اما حقيقت چيزي جز اين نيست ... ترس از اينكه مبادا دوباره شكست بد تر از قبل رو بخورم من رو خورد ميكنه،
با صداي در حرفهامون قطع شد ... همون دختر قد بلند و لوند اومد تو و باز به زبان خودشون با هم حرف زدند ...
تقريبا صحبتهاشون سه دقيقه اي طول كشيد كه ديدم كيان به سمتم اومد و گفت ...
-بريم ديگه ...
با هم همقدم شديم رو بعد از خدا حافظي با جمع به سمت ماشين رفتيم ...
رفتيم بروكسل ... شلوغ مثل تهران ... ميدان معروفش رو ديديم ... خيلي دلم ميخواست با ميدونش عكس بندازم اما روم نشد به كيان بگم ... با كيان از ماشين پياده شديم ... كمي قدم زديم تا بالاخره گفت ...
-قهوه ميخوري ؟
لبخندي زدم و گفتم ...
-اهل قهوه نيستم اما شير كاكاائو داغ رو دوست دارم ...
در اخر هم چشمكي زدم و با خنده گفتم ...
-مهمون من ؟
اخم با مزه اي كرد و گفت ...
-من خيلي وقته كه مهمونه تو هستم ...
چشمهام از تعجب گرد شد و گفتم ...
-مهمون من؟ نكنه اون ساندويچ رو ميگي ...
خنده بلند تري كرد و روبروم ايستاد ... نورهاي ميدون خيلي زيبا تنظيم شده بودند ... همه مشغول عكس انداختن بودند ... تو چشم بهم زدن من رو در اغوش كشيد و گفت ...
-تو قشنگترين احساس ها رو به من هديه دادي ... تو من رو هر روز دعوت ميكني به روزهاي زيبا ... اين بزرگترين لطف هست ... نياز هر وقت ميخندي ته دلم خالي ميشه ... كه مبادا از دست بدمت ... نكنه اين خنده هارو ديگه نبينم ... نياز ... خودت نميدوني براي من شدي يه دنيا ... شدي يه اميد ... شدي يه ارزو ...
خنديدم و از تو اغوشش اومدم بيرون و گفتم ...
-اينها كه همش شد اسم ... اما هيچ كدومش نياز نبود ...
جدي نگاهم كرد و گفت
-من ارزوم داشتنه تو هست ... نياز تمام اميدم به زندگي تويي ... نيازم به بودن، تويي نياز ... نياز ازت ميخوام باورم كني ... نياز به كلامم نگاه نكن اگه تلخي داره ... قلبم رو دو دستي بهت تقديم كردم ... قبولش كن ... كاري كن عذاب اون بديهام رو دنبال خودم تا اخر عمر نكشونم ... نياز ... نيازِمن ... باورم كن ... من دوستت دارم ... نياز زندگي رو به من ببخش ...
@romangram_com