#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_170


واقعا نمیدونست ؟یا خودش رو زده بود به خط بی خیالی ؟

هنوز درگیره فکر و خیاله توی ذهنم بودم که گفت :خوب مشغول به کار شدی ؟

-نه هنوز

-چرا مگه ارش نگفته بود تو شرکتش کار کنی

-حرف الکی زده بود برای اینکه دهنمو ببنده یه سری کارا رو میاورد خونه و بهم حقوق میداد

-اینکه خیلی بهتره

-من نیازی به ترحمه دیگران ندارم

-ترحم چیه دختره خوب ؟اون شوهرته

پوزخندی میزنم و جوابی نمیدم که ادامه میده :من عشق رو توی چشمای آرش دیدم شراره

-که چی ؟چیکار کنم ؟اون انتقام میخواست که گرفت

-اما اون دوستت داره

-دلتون خوشه ها آقا حمید


romangram.com | @romangram_com