#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_152
چطور با خودم کنار بیام مرهم دردام رفته پیشه خدای مهربونش به خاطره من به خاطره منه عوضی به خاطر نجات من از زیر دست پدری که الان داره عین پروانه دورم میگردم
*فکر میکردم
تو همدردی!
ولی نه
تو هم دردی !*
جیغ میکشم و هیستریک پنجه روی صورتم میندازم مسببش من بودم رویا به خاطره من مرد .
آرش سریع تو اتاق میپره و در آغوشم میگیره چی میشد قبل از فراره رویا اینکارا رو کنی ؟چی میشد مثل الان مهربون میبودی تا رویام نمیره تا رویام رو نکشن که نمیدونیم قاتلش کیه ؟که نمیدونیم کی این بلا رو سرش آورده چه کردی آرش با دخترکه من چه کردی با این قلبه پاره پاره ی من دیگه با چه امیدی نخ به سوزن بگیرم برای پینه بستن این دله بی صاحاب مونده ؟
آروم که میشم آرمینا با چشمهایی گریون لیوانی آب به همراه قرص های آرامبخش این روزهام به خوردم میده و من قبل از اینکه به خواب سلام بدم آهنگ مورد علاقه ی این روزهام رو پخش میکنم
* قربون مـست نگــــــــــــــــاهت
قربون چشمای ماهت
قربون گرمی دستات
romangram.com | @romangram_com