#منشی_مدیر_پارت_211


-چرا؟حالا بگو شايد بشه يه کاري کرد

-نه به قول معروف سبويي شکسته و ابي ريخته گفتنش ديگه فايده اي نداره

-يعني قضيه تا اين حد جديه؟..........باشه من به خاطر تو و ساکت شد

سري تکان دادم و گفتم:برام غير قابل باور بود...........فکر نمي کردم همچين ادمي باشيد.

نه باور کن من ادم خوبي ام و براي اينکه بهت ثابت کنم پا روي احساس خودم مي ذارم و از دختر مورد علاقه ام صرف نظر مي کنم و براي اينکه دلت نشکنه ميام خواستگاري تو...........ا بدو برو سراغ مامانم خيلي کار دارم خب حالا نمي شد زودتر حرف دلت رو بزني؟اين که اين همه دست دست کردن نداشت.مي گفتي فربد جون من دوست دارم به جاي اين پسره دودزده تو بياي خواستگاريم و بي انکه به من فرصتي بدهد با صداي بلند گفت:مامان جان

در حايکه عصباني شده بودم با حرص گفتم:مسخره و در را محکم به هم کوبيدم و برگشتم که با بهناز سينه به سينه شدم.

-فربد مگه منو کار نداشت پس چرا رفت و بلافاصله در را باز کرد با ديدن فربد که هنوز لبخند به لب داشت با حرص از انجا دور شدم.چند دقيقه بعد صداي بهناز را شنيدم:رمينا جان چند لحظه بيا فربد کارت داره

ناچار به طرف او رفتم و چون مي دانستم بهناز همان نزديکي است با لحن مودبي گفتم:با من کاري داشتيد؟

-يادم رفت بپرسم از چه گلي بيشتر از همه خوشت مياد؟

با صداي ارامي گفتم:حيف که الان نمي تونم جوابتون رو بدم و صدايم را کمي بلند تر کردم و ادامه دادم:ممنون اقاي فرهنگ بيشتر از اين مزاحم وقت شما نمي شم.

-اگر خداحافظي کني و در رو مثل دفعه قبل به هم بکوبي دوباره در مي زنم.

-معني اين لوس بازي ها چيه؟

-معني اين لوس بازي ها مترادف با اين ادا و اصولايي که تو از ظهر تا حالا از خودت در مياري زود حرف بزن

-بعدا بهتون مي گم

-اخه مي ترسم بعدا هيچ وقت تو رو تا اين اندازه توي معذورات نبينم براي همين بهتره الان هر چي داري بگي.........راستي قسمت اعترافات رو با ذکر جزئيات بگو.


romangram.com | @romangram_com