#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_81
یعنی چی ...
خواستم چیزی بگم که صدای عصبیه امیر اومد
امیر -نیلو....ایشون کین؟؟؟
ابروهام رفت بالا ...
نیلووو؟؟
امیر و این لحن؟؟؟
پسر پیاده شد و اومد کنارم ایستاد...ترسیدم و به امیر نزدیکتر شدم
پسر-باید باهات صحبت کنم
-من حرفی با شما ندارم آقا
امیر-شما کی هستید؟؟
پسر-فکر کن یه دوست یه آشنا ...یه فامیل
امیر- ما فکر کردن نمیخوایم ...نسبت دقیق بگو.....وگرنه برو پی کارت و با نامزد من کاری نداشته باش.....
چیییییییی؟
نامزد....؟؟؟
با تعجب و کمی عصبانیت نگاش کردم که با نگاهش ازم خواست حرفی نزنم تا شر یارو کم شه....
منم کوتاه اومدمو نگاه حرصیمو ازش گرفتم و به اون پسره دوختم
پسره لبخندی به لب داشت ....
romangram.com | @romangram_com