#می_گل(جلد_دوم)_پارت_263

دو لا شد برش داره و به شهروز برسونه که بادیدن اسم روش احساس کرد الان یخ میزنه!!!
شهروز که جلوی در رسیده بود وقتی مکث می گل رو دید متوجه شد یکی از دخترهان..بعد خودش پوزخند زد
*هه...دختر!!!عفریته هم نیسن!!!
-کیه می گل؟؟؟بیارش دیگه!!!
می گل نگاهش رو از صفحه ی موبایل گرفت و به شهروز نگاه کرد
-کیه؟؟؟ 3 9
می گل دوست نداش اسمش رو به زبون بیاره..به سمت شهروز رفت و گوشی رو به سمتش دراز کرد!
شهروز نگاهی به صفحه کرد با دیدن اسم اذر باز به می گل نگاه کرد...چشمهاش بارونی بود...اما می گل خیلی زود
نگاهش رو ازش گرفت و به سمت خاطره که اروم اروم سمت دریا میرفت حرکت کرد!!!
شهروز سری تکون داد..نمیدونست این برای چی زنگ زده..با سر به ارمان که کنجکاوانه نگاهشون میکرد اشاره
کرد هوای می گل و داشته باش و آرمان چشم ابرویی برای شهروز اومد و به اصطلاح براش خط و نشون کشید و به
سمت خانومها راه افتاد!
شهروز گوشی رو جواب داد
-بله؟
-سلام عزیزم..خواستم اولین نفری باشم که سال نورو بهت تبریک میگه!!!
-تو میفهمی میگم می گل برگشته؟
-خب برگشته که برگشته!!!من به اون چیکار دارم؟

romangram.com | @romangram_com