#می_گل(جلد_اول)_پارت_513
مي گل هم دستش و تو موهاي شهروز که حالا به خاطر نبودن کش به هم ريخته بود کرد و تکوني بهش داد و گفت:من بيشتر!!!
-بدو بريم
رشيد کيسه هويج و گذاشته بود کنار اسطبل اسبها....شهروز درش و باز کرد و شروع کردن به اسبها هويج دادن...
-به کاديلاک بيشتر بده....دخترم گناه داره!!!
romangram.com | @romangram_com