#می_گل(جلد_اول)_پارت_509
-در بيار ببينم
مي گل بدون هيچ اعتراضي دکمه هاي مانتوش و باز کرد..يه تيشرت سفيد چسب با يه ارم نايک تنش بود!!!
-مانتوت و در بيار....
مي گل پرسشگرانه نگاهش کرد..اما سوال نپرسيد..نميخواست عصباني بشه..نميخواست خاطره کوچکترين تنشي بينشون ببينه حالا انگار خاطره کشيکشون و ميکشيد!!!
romangram.com | @romangram_com