#می_گل(جلد_اول)_پارت_372
-اذيت نکن آرمان!
-خب؟؟؟
-ميشه بگي با مي گل در موردش صحبت کنه؟؟؟من نميخوام سر بحث و باز کنم...اينطوري فکر بد ميکنه!!!
-يعني تو راضي؟
-آره....فقط مي گل و يه جوري راضي کنه...ميخوام همين امروز و فردا درست بشه!!!
-امروز فردا؟؟توقع نداري الان زنگ بزنه به مي گل که؟
-نه...ولي پنجشنبه نامزدي دوستش دعوتيم ميخوام تا اون روز انجام بشه!
-شهروز ميدوني اين محرميت محدوديت داره؟
-مثلا؟
-مثلا فقط براي اينکه شما تو خونه با هميد..حالا مي گل روسري سرش نميکنه!!!يه وقت دستتون به هم ميخوره!!..براي همين چيزا!!!
-يعني اينايي که نامزد ميکنن براي همين چيزا صيغه ميخونن؟؟؟
-خودت ميگي نامزد ميکنن...شما که نامزد نميکنيد!!!
-آرمان...تو کار خودت و بکن!!!
romangram.com | @romangram_com