#مرا_دوباره_آغاز_کن_پارت_155


-حالا دانشگاه، فعلا مهم نیست بری.

-اره دیگه میگم که دستام خوب شه

فکری کرد بهتر است بحث را عوض کند:امروز میری فیزیوتراپی؟

-اره.

-منم میام.

-نه لازم نیست، مهرانه و داوود هستن.

-مهرانه؟

-مگه ندیدیش پرستارم.

-اهان همین دختر گیره، مگه میذاشت من بیام تو، به زور و کلی تفسیر و توضیح اجازه داد.

-دختره خوبیه.

-نامرد منو به اون نفروش.

-من کی فروختمت، تو واسم خیلی عزیزی.

-پس اجازه بده منم بیام؟

شمیم سری به نشانه ی رضایت تکان داد.


romangram.com | @romangram_com