#مانده_ام_جذبت_شوم_یا_دفعت_کنم_پارت_272
" برای سرگرد یاسر میرحسینی"....
سعی کردم آروم باشم....
از درون خرد بودم اما الان وقته مناسبی برای اشکار شدن درونم نبود....
طعم تلخی رو ته گلوم حس کردم....
سی دی رو گرفتم و توی لب تاپ گذاشتم و به ویدیو پرژکتور متصل کردم...
اولین تصویر؛ تصویر نفوذیمون بود که دستاش به پشت بسته بود و روی زمین زانو زده بود....
اگه اهنربا رو لای دندونام میزاشتم قطعا با این فشاری که به فکم میارم اونو تیکه تیکه میکردم...
ـ وقت بخیر سرگرد میرحسینی....امیدوارم حالت خوب باشه....هر چند ظرفیتت بالاتر از اینهاست.....
مرده سیاه پوشی که عجیب صداش برا آشنا میزد....
ـ خب...بازم تونستی ثابت کنی که چقدر باهوش و باذکاوتی اما......بازم دستتت برام رو شد...میبینی.... یکی از افرادت که دسته بر قضا یکی از بهترین های تیمته لو رفت.....!
سر شهاب مودتی مثل همیشه سر افراز بود....سربلند...آفرین پسر...آفرین بر تو......
اون مرد سیاه پوش باز هم ادامه داد....
ـ خیلی کارت درسته سر گرد اما....میدونی همیشه ازت خوشم میومده ...اگه بخوای هیچ مانعی نمی تونه سد راهت بشه....ولی همیشه اونی برنده میشه که کثیف تر و به نامردی بازی کنه.....
صدای قهقه اش سوهان روحم بود....حسم به این وضعیت افتضاح بود...
من کم موردای اینجوری ندیدم و تجربم الان آوار شدن روی دله بیقرارم.....
ته این ماجرا خوب نبود.....!اصلا خوب نبود...!
ـ خب سرگرد...میدونم نگفته تا تهشو خوندی اما خوب برای بقیه ی کسانی که این فیلم رو دارن میبین شاید نکته های مبهم زیادی وجود داشته باشه.....تو 74 ساعت مهلت داری که اون نرم افزار و با تمام کدهاش و همچنین اون فلش نارنجی رنگی که دوسال پیش با شتباه سعید خرچنگ ازش شکار کردی رو بهم بدی در غیر این صورت.....
بی شرف خم شدو چاقویی از جیبش در آورد و بی هوا فرو کرد توی پای شهاب......
عوضیه پست فطرت.....!
خونه قرمزی که راه گرفته بود حاله خرابم رو خراب تر میکرد..
خدایا الان از اون موقع هاست جز خودت کاری ازکسی بر نمیاد....!
romangram.com | @romangram_com