#مامورین_پر_دردسر_پارت_263
کشیدم و با من من گفتم:امممم.... چیزه .....من گشنمه .و لبخند
دندون نمایی هم چاشنی حرفم کردم و سریع برگشتم رو صندلیم
نیما)
با لبخند برگشتم سرجام از این سرخ شدنش میتونستم امیدوار
باشم که اونم بهم حسی داره
تا بعد خوردن غذا حرفی بینمون رد
و بدل نشد بعد اینکه غذا هارو بردن صدامو صاف کردم
:دریا...باید باهات صحبت کنم نگاهشو بهم دوخت با من و من
گفتم:اول اینکه بگم تا اخر حرفامو گوش کن و اگه دیدی نمیخوای
قبول کنی بهم بگو.گیج بهم نگاه میکرد که نفس عمیقی کشیدم و گفتم
romangram.com | @romangram_com