#مامورین_پر_دردسر_پارت_255
اروم خندیدم که گفت:تو حاضر نمیشی؟
سرمو تکون دادم:چرا
رفتم تو اتاق خودم پووووف خدایا خودم کم گرفتاری
داشتم بیرون بردن دریا چی بود دیگه
از تو کمد یه ماتوی سفید جلو باز که روش گل های نسبتا
درشتی داشت +یه تاپ سفید+با یه شلوار سفید و
شال استخونی رنگ ارایشم نکردم و بعد برداشتن کیف و
کفش ست سفید با دریا رفتیم سمت رستوران مورد نظر سر
ساعت هفت رسیدیم دم در رستوران رو به دریا گفتم:تو
romangram.com | @romangram_com