#مامورین_پر_دردسر_پارت_233

:دنبالت که نکردن


خیره شد به دریا که داشت با باران حرف میزد :نمیتونم دیگه تحمل کنم

:اخیییی باشه تو فکر اجرای برنامت باش اوردنش با من
حالا کجا بیارمش؟

تو رستوران.....میز رزرو میکنم برا ساعت 7 -

:چشمکی زدم و گفتم :اوکی موفق باشی ;-)

با نگرانی خندید

بعد اینکه پسرا رفتن ما هم رفتیم سر کارمون

رفتم تو دفترم پشت سرم سمیعی هم اومد تو اتاق


romangram.com | @romangram_com