#مامورین_پر_دردسر_پارت_214


با گیجی سرشو تکون نمیدونم چرا ولی حس میکردم رنگش یکم پریده

رفتیم سر کارمون همه جز من و ستاره رفتن مشغول جمع کردن

اطلاعات و انتقالشون رو هاردا شدن

من و ستاره هم باید دنبال یه جا میگشتیم که هم غیر قابل نفوذ

باشه هم بهترین سیگنال و داشته باشه

تا شب حدود بیست تا جا رو دیدیم ولی هیچ کدوم به درد بخور نبود

تصمیم گرفتم سوالی که ذهنمو مشغول کرده بود از ستاره بپرسم چرخیدم سمتش :ستاره؟

-هوم؟

:ستاره؟

romangram.com | @romangram_com