#مامورین_پر_دردسر_پارت_202


گیج سرمو تکون دادم و راه افتادم سمت جمعیت سمیعی و صالحی

بزور راهو برام باز کردن که رد شم
با رضایی رفتیم سمت اتاق مورد نظر

تقه ایبه در زدم و رفتیم داخل چشمام به شدت گرد شده بود از بالا دستیا هم تو جمعیت بودن

سعی کردم به خودم مسلط شم سلامی کردم و نشستم کنار رییس

رییس:خب با اومدن ستاره میتونیم جلسه رو شروع کنیم

،خودتون خوب میدونین تو این یک هفته کم اتفاق برامون

نیوفتاده و بدترینشونم گروگان گیری و لو رفتن یسری از افراد بود که دیروز رخ داد

اینجور که پیداست مامور سابق خود سازمان جاسوس از اب در


romangram.com | @romangram_com