#ما_پنج_نفر_پارت_364
لباس کاملا پوشیده بود و درعین حال خیلی شیک بود و من رو یاد لباس باربی ها مینداخت...
به دخترا نشونش دادم اونا هم خیلی خوششون اومده بود...
به داخل مغازه رفتیم و از فروشنده لباس رو درخواست کردم...
بعد از این که لباس رو اورد به اتاق پرو رفتم و لباس رو پوشیدم...
واقعا فوق العاده شده بودم...
لباس به اندام ظریفم خیلی خیلی میومد و مخصوصا چون لباس بیشترش آبی بود و کم تر از صورتی استفاده شده بود با چشمام ست شده بود.
از آینه دل کندم و درو باز کردم و ساغر و زهرا که پشت در ایستاده بودن با دیدن من خشکشون زد...
باخنده گفتم:
اوی...غرق نشین..
زهرا: بمیری سارا چقد خوشگل شدی مگه نه ساغر؟
_اره راس میگه!
_میدونی شکل چی شدی؟
_چی؟
_یه پرنسس!
romangram.com | @romangram_com