#ما_پنج_نفر_پارت_302
_آره!
_خب چرا؟
به طرفش برگشتم و گفتم:
زهرا مگه قرارنبود به کسی نگی؟
_خب سارا حالا که فهمیدن مگه چی شد ؟
من مطمئنم تو انقد مغرور و یکدنده هستی که نمیرفتی وبهش نمیگفتی..
سارا بخدا قصد بدی نداشتم.
به چشمای سبزش که داشت با التماس نگاهم میکرد نگاهش کردم و گفتم:
باشه آبجی جونی طوری نیس!
زهرا سفت بوسم کرد و گفت:
عاشقتم!
_خب بابا انقد نچسب به من برو اونورتر!
_ایشش تو باز ز
romangram.com | @romangram_com