#ما_پنج_نفر_پارت_282
_جانمی جان!
تیم مقابل هنوز تو بهت بودن.
به خودشون که اومدن با عصبانیت گفتن نخیر قبول نیست و شما جرزنی کردین.
ولی کو گوش شنوا و شانس آوردیم که داور هم طرفدار ما بود..
یو هاهاها به ما میگن خبیث!
اونا هم که دیدن ما گوشمون بدهکار نیست بیخیال شدن و دوباره بازی شروع شد .
اون روز بازی2 . 2 مساوی شد .
واقعا خیلی بازی خوبی بود و مطمئنم هیچوقت از ذهنم پاک نمیشه .
بعد از بازی چون خیلی خسته بودیم تصمیم گرفتیم شام و از بیرون سفارش بدیم بعد از این که شام وآوردن خوردیم و همه به اتاقامون رفتیم و خوابیدیم......
زهرا:
ازخواب که بیدارشدم دست و صورتموشستم و رفتم پایین.
به جز احسان و ساغر کسی توی خونه نبود
_سلام صبح بخیر
romangram.com | @romangram_com